ما اخرش نفهمیدیم اونی که به ما میگه جیگر ما رو دوست داره یا منظورش خرکلاه قرمزیه
طرف پاش لنگ بوده با کشتی میره سفر ... وقتی برمیگرده، رفیقش میگه: خب سفر خوش گذشت؟! میگه: نه بابا، همش استرس داشتم، هی میگفتن: لنگرو بندازین تو آب.
اگر ورق آهنی که در ساخت صندوق صدقات بکار برده میشه در ساخت بدنه پراید استفاده میشد ... اینقدر تلفات نداشتیم.
اگه دیدی تو یخچال چندتا چیز کنار هم مرتب شدن، مطمئن باش یه چیز خوشمزه پشتشون قایم شده دیدم که میگما
نوشته: بدترین خاطره سفرم گم شدن چمدونم تو پاریس بود من اگه برم پاریس ،کل خانواده ام رو هم گم کنم بازم بهم خوش میگذره
مامان بزرگم این قدر پسر دوسته که تولد خواهرم عکس منو استوری کرد نوشت عزیزم تولد خواهرت مبارک
یبار حال نداشتم برم سرکار زنگ زدم گفتم پسر عموم فوت کرد فرداش رفتم دیدم بنر تسلیت زدن انقدر شرمنده شدم میخواستم برم پسر عموم رو بکشم
کاش هموطنامون یه ذره فرهنگ شهرنشینی داشتن و از هر درخت توتی که توی خیابون میدیدن آویزون نمیشدن. متاسفانه امروز سه تا درخت رو رفتم بالاش ولی دریغ از یه دونه توتِ باقی مونده
ﺑﺎ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺳﯽ ﺷﺪﯾﻢ. ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﺩﯾﻢ. ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ، ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯾﻢ ﻭ ﺍﻟﻔﺮﺍﺭ ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ، ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ. ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ. ﻫﯿﭽﮑﯽ، ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻨﺪﺗﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﻧﻔﺴﻤﻮﻥ ﻣﯿومد. ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺗﻢ: ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎ، ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻨﻢ! ﻓﻘﻂ ﺑﮕﯿﺪ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ، خیلی ترسیدم!
من هروقت خیلی خوشحال میشم وسطش یکم فک میکنم ببینم کجای کار میلنگه که من انقدر خوشحالم؟ اصولا باید یه ضدحالی باشه توش، نمیشه همینجوری که
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﻦ، ﭼﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺸﺘﺶ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ کنه!! ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﻤﺶ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﯽ، مثلا میگی: ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺁﺗﯿﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﻻﺳﺘﯿﮑﺶ ﻧﺘﺮﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﭼﭗ ﻧﮑﻨﻢ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺗﺮﻣﺰﺵ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﻧﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺑﺸﻪ کلا فضاش معنویه! پراید که دیگه انگار توی حرمی، دم به دیقه صلوات
پسره خواب بوده . . . یهو نامزدش با لگد زدتش و گوشی رو کوبونده تو سرش گفته بگیر Alarm جونت داره زنگ میزنه! سیستم عامل گوشی از شدت خنده از اندروید به جاوا تبدیل شد
میدونستید تو خارج فقط اسکلا میرن مدرسه واسه همین به مدرسه میگن school بازم اگه چیز جدید یاد گرفتم بهتون میگم
لب دریا نشسته بودم پرنده عشق امد و گفت: برای دوستت نامه ای بنویس، گفتم قلم ندارم، گفت از پرم بگیرگفتم جوهرندارم ، گفت از خونم بگیر گفتم ورق ندارم گفت: مردک تو که هیچی نداری غلط میکنی لب دریا میشینی
برایت در رویاهایم گیتار میزنم آخه تو واقعیت هنوز گیتار یاد نگرفتم نهایتا بتونم با دبه ترشی برات بندری بزنم
رفتم مطب روانشناس، گفت: ریشه در کودکیت داره!! گفتم: جناب، من برق کارم، صبح زنگ زده بودین بیام واسه تعمیر اتصالی پریز
یه بار شبیه فیلما جوگیر شدم، به اولین تاکسی گفتم: آقا دربست؟! وسط راه گفت: کرایه ات میشه 100 هزار تومن! فهمیدم غلط زیادی کردم! خودمو از ماشین پرت کردم تو خیابون تا الان 99/500 خرج بیمارستانم شده بازم خدا رو شکر 500 تومن سود کردم!
بهترین جایی که اسمم کاربرد داشت ۹ سالم بود، دزد اومد خونمون بابام خونه نبود مامانم بیدار شد صدام زد منوچهر دزده پا گذاشت به فرار