وای حال میده دختره داره میره عروسی دو تا دستتو صابونی کنی بزنی به صورتش تا میتونی فرار کنیاااا آی حال میده
وای حال میده دختره داره میره عروسی دو تا دستتو صابونی کنی بزنی به صورتش تا میتونی فرار کنیاااا آی حال میده
دیشب داشتم کتاب میخوندم برق رفت… یه نیم ساعتی زیر نور چراغ قوه گوشیم کتاب رو خوندم تا برق باز بیاد… این نیم ساعت رو تا آخر عمرِ بچم تو سرش میزنم… میگم ما زیر نور چراغ قوه به بدبختی کتاب میخوندیم … اونوخ شما اینجوری!!!
اومدم خونه میبینم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار روش نوشته +۱۸. همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال میکنم، میبینم میرسه تو آشپزخونه، آخرین برگ روش نوشته: " آشغالا رو بزار دم درب" مامان خلاقی دارم. نه؟
وای حال میده دختره داره میره عروسی دو تا دستتو صابونی کنی بزنی به صورتش تا میتونی فرار کنیاااا آی حال میده
اﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﻠم موﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺭﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ: ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﭼﺮﺍ؟ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎ ﺑﮕﯿم! ﮔﻔﺖ: ﺑﮕﻮ ﻋﺰﯾﺰﻡ. ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺍ؟ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺘﮑﻢ ﺯﺩ هنوزم نمیدونم چرا؟
تو صف نون بودم دیدم ۲ تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم دعواشون شده بود… اولى: برو بابا! دومى: به من نگو بابا به من بگو عمو، به من که میگى بابا من نسبت به تو احساس مسئولیت پیدا میکنم!! اصن یه وضیه
من اینقدر ساده ام!… زرتی با یه کارت شارژ گول میخورم… هر کی خواست امتحان کنه، فقط ایرانسل باشه لطفا
یه بارم یکی از فامیلا منو واسه پسرش خواستگاری کرد جواب نه که دادیم مامانم واسه اینکه ناراحت نشن برگشت گفت: حالا دختر مام همچین پخی نیست.
رفتم پرنده فروشی گفتم این عروس هلندی چنده؟ گفت ۲۵۰ تومن. گفتم جهازم داره دیگه؟ با عقاب تو مغازهش افتادن دنبالم بیشعورا!
یه زن همیشه می بخشه و فراموش میکنه! ولی … هیچ وقت نمیذاره تو فراموش کنی که بخشیده و فراموش کرده! درود بر بانوان غیور پدر در آر سرزمینم
اقا من یه کشف بزرگی کردم: حرف R همون حرف P هست فقط خسته بوده پاهاشو باز کرده! حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده! حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش کرده! وااااااااااااای چقدر باهوشم
چرا به کسی که چشماش سبز و آبی و ایناست میگن چشم رنگی مگه قهوهای و مشکی رنگ نیست؟ تبعیض تا کجا؟
زن از شوهرش میپرسه: از چیه من خوشت میاد، صورت زیبا یا هیکل متناسبم؟ شوهره یه نگاهی به سرتا پاش میکنه و میگه: از اعتماد به نفست!
مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری بعد با اجازهی عروس و داماد خانوادههاشون رفتن تو اتاق با هم آشنا بشن!
دیشب سر سفره شام بودیم یهو به گوشیم پی ام اومد… بابام گفت: بشین من میارم من سریع رفتم سمت گوشی دیدم بابام اس داده حالا که پا شدی آبم بیار سر سفره
یه رفیق دارم خونشون روبروی تالاره هر شب میره وسط مجلس میرقصه خونواده داماد فکر میکنن فامیل عروسه خونواده عروس فکر میکنن فامیل داماده… دو تا پنجاهی شاباش میگیره شامشم میخوره میاد خونه آماده میشه برا شب بعد ماهی ۳ میلیون درآمدم داره هی بگید کار نیست.