امان از دسته این مانکنای جلویه مغازهها امروز دماغ یکیشونو گرفتم برگشت بهم گفت مرض داری؟ نگو صاحب مغازه بود!!
امان از دسته این مانکنای جلویه مغازهها امروز دماغ یکیشونو گرفتم برگشت بهم گفت مرض داری؟ نگو صاحب مغازه بود!!
با شلوارک میری تو آسانسور عکس میگیری لوکیشن میزنی دبی؟ پشت سرتو نگاه کن نوشته بازرگانی بالاگستران داداش برادر در آسانسور بزنه تو کمرت
وقتی تو پاییز بعد از ظهر بیدار میشی و هوا تاریکه نمیدونی شبه، صبحه، صبح بوده شب شده، شب بوده صبح شده، دیشبه، فردا شبه و هیچ کس هم خونه نیست