تو بهشت داری مخ میزنی ، گشت ارشاد میزنه پشتت میگه اونور خیابونیه که بهتر بود خاک برسرت بیا این شماره اونه من برات زدم اینو ول کن!
تو بهشت داری مخ میزنی ، گشت ارشاد میزنه پشتت میگه اونور خیابونیه که بهتر بود خاک برسرت بیا این شماره اونه من برات زدم اینو ول کن!
بهلول در شهر میرفت که مردی به او رسید و گفت : از دور می آمدی گمان کردم خری می آید !!! بهلول پاسخ داد : تو هم از دور می آمدی گمان کردم انسانی می آید!!!
هر وقت رفتی رستوران و گارسون بشقاب غذاتو با دست آورد، بدون که قرار نیست هزینهی زیادی پرداخت کنی. اگه تو سینی آورد، هزینهاش متوسطه، و اگه تو این میز چرخدارها آورد، فکر نکن، فقط فرار کن
پدربزرگم چایی در حال جوش براش، میاوردی با یه هورت مینداخت بالا. بعد میگفت چاییتونم که سرده خدابیامرز مسیر مری تا معده رو ایزوگام کرده بود هیچ درکی از سوختگی نداشت
من فکر کنم همسرم ... خیلی از ورزشهای رزمی بدش میاد، هربار ازش میپرسم چرا ناراحتی میگه بخاطر کاراته!!!
یادتونه بچه بودیم میخوندیم: ماشین مشتی مندلی نه بوق داره نه صندلی، صندلیهاش فنر داره نشستنش خطر داره! یعنی خدا شاهده از همون موقع داشتن ذهنمونو برای خرید پراید آماده میکردن!
دختره نوشته که با هر نفسم 10 تا پسر میمیرن منم نوشتم: خب مسواک بزن بلاکم کرد عایا توصیه های بهداشتی کارِ بدیست؟
رفتم مصاحبه واسه شرکت نفت، گفت بدتر از آتیش سوزی دکل نفتی چیه؟ گفتم دوسش داشته باشی ولی دوسِت نداشته باشه؟ خدا رو شکر سرعتم از حراستی ها بیشتر بود وگرنه دکل نفتی رو میکردن تو حلقم
نامه ای به همسرم عزیزم اگه روزی سه ساعت هم ویدئوهای سلامت و کاهش وزن تو اینستاگرام ببینی تنها حجمی که ازت کم میشه حجم اینترنتته باید ورزش کنی
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر بچه فامیلمون که بببنم از این ستاره ها دور سرش میاد یا نه
دوستم گفت: جدی پول میدین عینک آفتابی میخرین؟ من با شماره چشم هفت به بابام میگم پول بده عینک طبی بخرم، میگه پسرم این دنیا ارزش دیدن نداره
زنه پشت جنازه همسرش داشت میخندید گفتن: چرا میخندی ؟ گفت: اولین باره که میدونم کجا میره نکبت !!!
نوشابه رژیمی فقط اونجاش که یه پیتزا و مرغ سوخاری کامل سفارش میدی با یه نوشابه رژیمی
بابام داشت از کیفیت لوازم برقیامون واسه همسایمون میگفت که لباسشوییمون همینجور که لباس، خشک میکرد، از پذیرایی رد شد، زد رو شونه بابام، گفت: چاکرررم
یارو میره تست بازیگری بده ... ازش میپرسن: قبلا فیلم بازی کردی؟ میگه: آره، تو فیلم قیصر. همه پشماشون میریزه، میپرسن: کجای فیلم؟ میگه: اونجایی ک قیصر رفت حموم کریم آق منگل رو بکشه، من تو نمره بغلی داشتم ریشامو میزدم.
استاد اومده سر کلاس میگه بچه ها این درسه سختیه و عمقش زیاده بد از اونور کلاس یکی شروع کرد به دست و پا زدن استاد پرسید چی شد؟ گفت: دارم غرق میشم استاد کمک !!!! کمک !!!!
اونقدری که من تو بچگی تو کابینتا دنبال جعبه شیرینی گشتم تو زندگی دنبال نیمه گمشدم نگشتم ، بعضی موقع ها هم جعبه رشته آش اشتباه میگرفتم