نامزد طرف بهش میگه: اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه. طرف یکم دقت میکنه میگه: اینقدر پلک نزن، ببینم چی بلغور میکنی، صدات قطع و وصل میشه.
نامزد طرف بهش میگه: اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه. طرف یکم دقت میکنه میگه: اینقدر پلک نزن، ببینم چی بلغور میکنی، صدات قطع و وصل میشه.
کاش هموطنامون یه ذره فرهنگ شهرنشینی داشتن و از هر درخت توتی که توی خیابون میدیدن آویزون نمیشدن. متاسفانه امروز سه تا درخت رو رفتم بالاش ولی دریغ از یه دونه توتِ باقی مونده
ﺑﺎ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺳﯽ ﺷﺪﯾﻢ. ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﺩﯾﻢ. ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ، ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯾﻢ ﻭ ﺍﻟﻔﺮﺍﺭ ! ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ، ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ. ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ. ﻫﯿﭽﮑﯽ، ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻨﺪﺗﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﻧﻔﺴﻤﻮﻥ ﻣﯿومد. ﺯﺩﻡ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ، ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺗﻢ: ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎ، ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻨﻢ! ﻓﻘﻂ ﺑﮕﯿﺪ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ، خیلی ترسیدم!
من هروقت خیلی خوشحال میشم وسطش یکم فک میکنم ببینم کجای کار میلنگه که من انقدر خوشحالم؟ اصولا باید یه ضدحالی باشه توش، نمیشه همینجوری که
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﻦ، ﭼﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺸﺘﺶ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ کنه!! ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﻤﺶ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﯽ، مثلا میگی: ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺁﺗﯿﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﻻﺳﺘﯿﮑﺶ ﻧﺘﺮﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﭼﭗ ﻧﮑﻨﻢ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺗﺮﻣﺰﺵ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﻧﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺑﺸﻪ کلا فضاش معنویه! پراید که دیگه انگار توی حرمی، دم به دیقه صلوات
پسره خواب بوده . . . یهو نامزدش با لگد زدتش و گوشی رو کوبونده تو سرش گفته بگیر Alarm جونت داره زنگ میزنه! سیستم عامل گوشی از شدت خنده از اندروید به جاوا تبدیل شد
میدونستید تو خارج فقط اسکلا میرن مدرسه واسه همین به مدرسه میگن school بازم اگه چیز جدید یاد گرفتم بهتون میگم
لب دریا نشسته بودم پرنده عشق امد و گفت: برای دوستت نامه ای بنویس، گفتم قلم ندارم، گفت از پرم بگیرگفتم جوهرندارم ، گفت از خونم بگیر گفتم ورق ندارم گفت: مردک تو که هیچی نداری غلط میکنی لب دریا میشینی
برایت در رویاهایم گیتار میزنم آخه تو واقعیت هنوز گیتار یاد نگرفتم نهایتا بتونم با دبه ترشی برات بندری بزنم
رفتم مطب روانشناس، گفت: ریشه در کودکیت داره!! گفتم: جناب، من برق کارم، صبح زنگ زده بودین بیام واسه تعمیر اتصالی پریز
یه بار شبیه فیلما جوگیر شدم، به اولین تاکسی گفتم: آقا دربست؟! وسط راه گفت: کرایه ات میشه 100 هزار تومن! فهمیدم غلط زیادی کردم! خودمو از ماشین پرت کردم تو خیابون تا الان 99/500 خرج بیمارستانم شده بازم خدا رو شکر 500 تومن سود کردم!
بهترین جایی که اسمم کاربرد داشت ۹ سالم بود، دزد اومد خونمون بابام خونه نبود مامانم بیدار شد صدام زد منوچهر دزده پا گذاشت به فرار
بهلول در شهر میرفت که مردی به او رسید و گفت : از دور می آمدی گمان کردم خری می آید !!! بهلول پاسخ داد : تو هم از دور می آمدی گمان کردم انسانی می آید!!!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺪﻭﻡ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺑﻢ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ ﺗﺨﻤﻪ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﭘﺴﺘﻪ ﺗﻮﺵ ﺑﻮد ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﮑﺮﺕ
یارو میگه: باز خوبه شما رو با بچههای درسخون فامیل مقایسه می کنند ما تو فامیلمون درس خون نداریم بابام منو مستقیم با خود بوعلی سینا مقایسه میکنه
چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..! وقتی معلم میبردمون پا تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد
دیشب یه اس ام اس واسم اومده بود: رسیدی پاریس خبر بده ، نشست هیئت مدیره هم فرداست، برای هماهنگیه بارنامه ی اون ۱۰ تا مازراتی هم با دبی تماس بگیر! حالا من پفک حلقه ای کرده بودم تو انگشتام، داشتم باب اسفنجی میدیدم، خب اشتباهی پیام ندین!!!
امروز رفتم واتساپ و تلگرام و اینستامو باز کردم، دیدم پیام دادند چه عجب برو به ایتا جونت برس