تو مملکتی که کنجد روی نون بربری یه نوع آپشن حساب میشه دیگه ...!؟!؟!؟!؟!؟
میدونین خوش شانسی چیه؟ اینه که تو ماه رمضون یادت بره روزه ای بعد اب بخوری حالا میدونین بد شانسی چیه؟ اینه که تو ماه رمضون یادت بره روزه ای بری ساقه طلایی بخوری
بعضیا رو پله برقی یه جوری ژست میگیرن میان پایین انگار همین الان پروازشون مستقیم از نیویورک نشسته!
یه گوسفند رو سوار یه پورشه کن، خود به خود خوش تیپ،خوش استایل، مرد زندگی، شاهزاده رویاها و فرد ایده آل 95% دخترها میشه! والا !
یه خانوم همسایه داریم که هر وقت میخواد پارک دوبل کنه ،من با نیم کیلو تخمه میشینم تو تراس نیگاش میکنم … اصن یه وضیه هااااااااا
باید وقتی ۱۸ سالته یه سر بیای تو سی سالگی یه چرخی بزنی بعد برگردی تا بتونی مثل آدم زندگی کنی.
حموم رفتن زمان ما: میرفتیم تو حموم یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما! اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود! یه عر میزدیم از سوزش، مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر. بعد با اون صابون زرد گنده ها که مثه چرک خشکیده بود، میفتاد به جونمون تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد! یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم! بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو که انگار داعش به شپشا حمله کرده بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن! بعد از همه اینا جان گدازترینش کیسه کشیدن بود! دو لایه از پوستمونو بر میداشتن، فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن. بعد حموم صدتا لباس تنمون میکردن، یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش. بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم، میگفتن: ببین چه راحت خوابیده!!
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی یکی رو میبینه که یه گوشهای نشسته و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا… مرد میپرسه: این آدم چشه؟ میگن: یه دختری رو میخواسته به اسم لیلا که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده! اون و همراهاش به طبقه بالا میرن و مردی رو میبینن که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالی که سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه با خشم فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا… بازدید کننده با تعجب میپرسه: این یکی دیگه چشه؟ میگن: اون دختری رو که به اون یکی نداده بودن، دادن به این!
رفته بودم دستشویی که یه دفعه بابام اومد درو محکم زد. منم هول شدم با عصابانیت داد زدم 2دقیقه اومدم دستشویی کوفتم کردی. بابام در اوج متانت فرمود: بخور بابا نوش جونت
فردی در هوای سرد، اسبی را دید که از بینی اش بخار بیرون می آمد. با خود گفت فهمیدم، پس اسب بخار که می گن همین
اگه ریا نباشه بنده "نان آور" 3 خانواده هستم البته ببخشید سوتفاهم نشه یه وقت من فقط میرم نونوایی واسه این 3 خانواده نون میارم وگرنه منو چه به کسب معاش …
وقتی تو پاییز بعد از ظهر بیدار میشی و هوا تاریکه نمیدونی شبه، صبحه، صبح بوده شب شده، شب بوده صبح شده، دیشبه، فردا شبه و هیچ کس هم خونه نیست
طرف کیسه ی سیمانو انداخته بود رو کولش میبرد. مهندس بهش میگه: چرا با فرغون نمیبری؟ میگه: با فرغون امتحان کردم، لاستیکش گردنمو اذیت میکنه!!!!
اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی، چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده هر شب جمعه واسش فاتحه میخوندیم !!
آقا بخدا خسته شدیم از بس گفتن این پیامو به 8 نفر بفرست خبر خوشی میرسه و کوفت و زهرمار... فقط ملتو اسکل میکنن تورو خدا دیگه این کارو نکنین حالا خواهشا این پیامو به 8 نفر بفرستین که همه درجریان قرار بگیرن
شما برو لباس فروشی دست بذار رو لولای در بگو این چند؟ میگه آخ دست گذاشتی رو بهترین کارم از اینا خودم سه تا بردم، خواهرمم میخواست همینو بهش پیشنهاد دادم
من و باران هر دو منتظریم ... من منتظرم اون بباره بعد ماشینمو بشورم اونم منتظره من ماشینمو بشورم بعد بباره
اگه موجودات فضایی به زمین بیان: ژاپنیها: چطوری از علم پیشرفته اونجا استفاده کنیم ؟! روسها: سفینه تسلیحات و تجهیزاتشون رو چجوری کش بریم ؟! آمریکایی ها: چطور باهاشون بجنگیم و نابودشون کنیم ؟!! ایرانیها: آیا عقد با زن فضائی شرعا جائز است ؟؟؟؟ !!