پدربزرگم چایی در حال جوش براش، میاوردی با یه هورت مینداخت بالا. بعد میگفت چاییتونم که سرده خدابیامرز مسیر مری تا معده رو ایزوگام کرده بود هیچ درکی از سوختگی نداشت
پدربزرگم چایی در حال جوش براش، میاوردی با یه هورت مینداخت بالا. بعد میگفت چاییتونم که سرده خدابیامرز مسیر مری تا معده رو ایزوگام کرده بود هیچ درکی از سوختگی نداشت
اینایی که هر کاری در توانته براشون انجام میدی آخرش بهت میگن: مگه من ازت خواستم ؟؟؟ "یعنی با آر پی جی" بزنی لهشون کنی بازم کمه… خالی نمیشی !!!!
به مامانم میگم: چرا همش تو خونه دمپایی پات می کنی؟ میگه: یه کابوی هیچ وقت از اسلحش دور نمی مونه
آیا می دانستید که اون زنی که برای اولین بار عبارت "مردا همه مثل همه ن" رو به کار برد، یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود؟
خواستم بگم تو گلمی، دیدم تو خیلی بهتری خواستم بگم تو ماهمی، دیدم تو خیلی قشنگ تری خواستم بگم تو جونمی، دیدم از جونم عزیزتری اصلا تو کارت سوخت منی!!
یه روز معلم به شاگرداش می گه بچه ها بیاید بریم برای اومدن بارون دعا کنیم بچه ها گفتن دعای ما که بر آورده نمی شه معلم می گه چرا، دعاهای شما بر آورده می شه بچه هام گفتن اگه دعای ما بر آورده می شد تو الان مرده بودی!
طرف میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام! میگن اسمش چیه ؟ میگه "شورلت" میگن اینکه اسم ماشینه یه اسم بزار که به نام پدر و مادر بیاد میگه خب به اسم ما میاد دیگه من "بیوک" آقا هستم. همسرم هم "خاور" خانوم !!!
طرف به اتاق رئیسش میره و میگه: آقای رئیس من برای ازدواج دو روز مرخصی میخوام. رئیس میگه: شما که یه هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟ آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم !!!
به طرف میگن از چه گلی خوشت میاد… میگه اقاقیا… میگن همینی روکه گفتی بنویس…. میگه غلط کردم رز
دیشب یکی از فامیلامون اومده بودن خونمون یه دختر 3 ساله با مزه داشتن. دختره همش زل زده بود به من ول نمیکرد منم اومدم بخندونمش خودمو شکل موش کردم…یهو گفت واا، چرا خل و چل بازی در میاری؟؟؟؟ از اولشم گفتم مثل دیوونه ها هستیا واسه همین همش نگات میکردم!!
سلام، حالم خیلی بده، مغزم دیگه کار نمیکنه رفتم دکتر، میگه 2 راه بیشتر نداری یا ICU یا I SEE YOU
یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت : یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن ! فقط با اره یا نه جواب منو بده ! باشه ؟ گفتم: باشه گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!؟
دیشب ساعته 3 نصفه شب دختر خالم بعده یه سال اس داده… سلام، میدونی جریان چیه؟؟ من: سلام نه بگو بینم چیه نصفه شبی؟ دختر خالم: به مقدار الکترسیته ای که از یک رسانا عبور میکند جریان میگویند!
یه دوس پسرم نداریم عاشق هم بشیم، قصد ازدواج پیدا کنیم بعد مثل فیلما باباش دسته چک ایناش رو در بیاره به ما بگه چه قدر برات بنویسم دست از سر پسرم برداری !؟؟ بعد ما بگیم عشق رو نمیشه با پول خرید.. من به خاطر پول عاشق نشدم .. بعد باباش بگه 100 ملیون میدم بهت ! منم بگم هر چی شما بگین پدر جان، من رو حرفِ بزرگ ترا حرف نمیزنم ... فقط حامل باشه لطفا !!!
تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش
از خدا میخوام اگر قراره منو از دنیا ببره 10 دقیقه قلبش منو خبر کنه بتونم هارد کامپیوترم رو فرمت کنم وگرنه واسم ختم نمیگیرن!!