احساس کمبود می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی مامانم توش سرفه کردم گفتم، مامان از دهنم خون اومد گفت: از بس میشینی پای این اینترنت بی صاحاب از اون طرف آبجیم داشت بالا و پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه بمیره اتاقش واس من میشه...
احساس کمبود می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی مامانم توش سرفه کردم گفتم، مامان از دهنم خون اومد گفت: از بس میشینی پای این اینترنت بی صاحاب از اون طرف آبجیم داشت بالا و پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه بمیره اتاقش واس من میشه...