در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


احساس کمبود می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی مامانم توش سرفه کردم گفتم، مامان از دهنم خون اومد گفت: از بس میشینی پای این اینترنت بی صاحاب از اون طرف آبجیم داشت بالا و پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه بمیره اتاقش واس من میشه...

در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!