در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


وسط سرما تو بارون داشتم پیاده میرفتم خونه یهو دیدم یکی داره بوق میزنه، برگشتم خیابونو نگاه کردم دیدم بابام با ماشین رد شد و دست تکون داد. رسیدم خونه از بابام پرسیدم چرا سوارم نکردی ؟؟؟؟ میگه ماشین تازه هوای ماشین گرم شده بود اگه سوار میشدی هوا سرد میومد تو !! الان دنبال خانواده ی واقعیم

در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!