دیشب موقع خواب به خدا گفتم: بگیر از من هر آنچه تو را از من میگیرد... ناگهان ندا آمد: گوشیتو بده ... منم سریع رفتم زیر پتو خور و پف کردم… دوباره ندا آمد: دیگه زر نزنیا …!!! گفتم: چشم
دیشب موقع خواب به خدا گفتم: بگیر از من هر آنچه تو را از من میگیرد... ناگهان ندا آمد: گوشیتو بده ... منم سریع رفتم زیر پتو خور و پف کردم… دوباره ندا آمد: دیگه زر نزنیا …!!! گفتم: چشم