سر امتحان شهری دختره اومد نشست پشت فرمون سرهنگه گفت روشن کن برو عقب.. !! دختره ماشینو روشن کرد پیاده شد رفت عقب نشست… دیگه کسی سرهنگ و از اون روز تا حالا ندیده. میگن تو کوچه ها بادکنک میفروشه.
سر امتحان شهری دختره اومد نشست پشت فرمون سرهنگه گفت روشن کن برو عقب.. !! دختره ماشینو روشن کرد پیاده شد رفت عقب نشست… دیگه کسی سرهنگ و از اون روز تا حالا ندیده. میگن تو کوچه ها بادکنک میفروشه.