در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!


یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم! واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم… بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه! گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیرم گفتن: شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟! نامردا نقطه ضعف منو پیدا کرده بودن ..!

در جوک فانی لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!

در جوک فانی
لحظاتی رو خالی از هر دغدغه ای شو!